
FAHENHEIT

سبك Adventure همواره تداعي كننده بازيهاي اشاره و كليك و معماهاي سخت
بوده است. مدت هاست كه اين سبك روال گذشته خود را دنبال مي كرده و با
ساخت بازيهاي تكراري باعث فاصله گرفتن بازيخوران از اين سبك شده بود.
اما اينبار با بازي جديدي در اين سبك روبرويم كه سازندگان آن با
ابتكارات جديد و ويژگيهاي جالبي كه در ادامه درباره آنها صحبت خواهيم
كرد، توانسته اند بازي اي نو و جذابي ابداع كنند. خالق اين بازي
استوديويQuantic Dream است كه با كارگردان و نويسنده خوش فكر خود يعني
آقاي David Cage توانسته اند اين بازي زيبا را خلق كنند. در Fahrenheit
تمام سعي سازندگان بر اين بوده كه بازي اي خلق شود كه بتوان آن را
سينمايي دانست بدون آنكه نياز به استفاده از گرافيك فوق العاده اي باشد،
چيزي كه اين بازي را به هدف خود ميرساند امكان تصميم گيري و تغيير
احساسات شخصيت هاي بازي است. اين دو امكان باعث مي شود كه بتوان در
روند بازي (هر چند محدود) دخالت داشت. البته باز هم بايد اين موضوع را
به خاطر داشته باشيم كه ما در حال انجام يك بازي هستيم و نمي توانيم
انتظار تغييرات كلي در روند بازي را داشته باشيم.

داستان بازي در فصل زمستان و ابر شهر نيويورك اتفاق مي افتد. شخصيت
اصلي بازي شهروندي عادي است از ميان ميليونها شهروند ديگر با اين تفاوت
كه در زمان نا مناسب و در محل كه نبايد آنجا باشد حضور دارد. نام اين
شخص Lucas Kane است. بازي با شروعي سينمايي و نمايش اسامي سازندگان
بازي شروع مي شود و كلاغي (كه نشانه اتفاقات شوم در طول بازي است)
پرواز كنان به لبه پنجره دستشويي يك رستوران مي نشيند. Lucas در درون
اين دستشويي است و حالتي كاملا غير عادي دارد، پس از چند لحظه شخص
ديگري را در جاي ديگري مي بينيم كه در ميان صدها شمع نشسته است و با
بلند شدن او Lucas نيز از جاي خود بر مي خيزد و فرد ديگري را در همان
دستشويي به طرز فجيعي به قتل مي رساند و... Lucas به حال طبيعي خود
بازي ميگردد و متوجه عمل خود مي شود. او كسي را كشته كه نه او را مي
شناسد و نه توانايي كشتن او را داشته است. از حالا به بعد شما Lucas
داستان هستيد، چه كار خواهيد كرد؟ از آنجا سراسيمه فرار خوهيد كرد؟ سعي
مي كنيد آثار جرم خود را پاك كنيد؟ تصميم گيري با شماست. از اينجاست كه
متوجه فرق اين بازي با بازيهاي ديگر مي شويد، در همين صحنه (دستشويي)
شما هفت كار مي توانيد انجام دهيد كه بعضي از آنها مي تواند باعث
تغييراتي جزيي در ادامه بازي شود. داستان بازي يكي از نقاط درخشان بازي
است كه الحق زيبا كار شده و تا انتها جذابيت و كشش خود را حفظ مي كند و
مي توان گفت با شروع بازي ديگر نمي توانيد از جاي خود بلند شويد. افسوس
از اينكه اين بازي كمي كوتاه است و با صرف 8 تا 10 ساعت مي توان آن را
به پايان رسانيد. البته اين بازي پتانسيل زيادي براي انجام دوباره و
حتي چندباره دارد.

در ادامه با دوشخصيت (قابل بازي كردن) ديگر داستان به نام Tyler و
Carla آشنا مي شويد كه هر دوي آنها پليس هستند و مامور رسيدگي به اين
پرونده شده اند. با وارد شدن اين دوشخصيت، بازي در دو جهت ادامه پيدا
مي كند. در يك طرف Lucas به دنبال اثبات بي گناهي خود و كشف راز
ماجراست و در طرف ديگر Carla و Tyler به دنبال قاتل هستند و هر چه كه
داستان جلوتر مي رود گناه كاري Lucas حتمي تر مي شود. در بيشتر مراحل
بايد با هر سه شخصيت به طور جدا بازي كنيد و باز هم انتخاب بر عهده
شماست كه ابتدا با كدام يك داستان را ادامه مي دهيد. مراحل بازي بسيار
بسيار متنوع هستند و مي توان گفت چنين تنوعي در يك بازي تا حالا كمتر
ديده شده است. بعضي از مرحل اصلا ربطي به داستان بازي ندارد و بيشتر
جنبه سرگرمي دارد. مثلا در يك مرحله Tyler و Carla در رينگ با هم بوكس
بازي مي كنند يا در مرحله ديگري Tyler بايد با پليس ديگري بسكتبال
بازي كند. البته اينطور مراحل بسيار كم هستند و به هيچ وجه باعث ضربه
زدن به داستان بازي نمي شوند. مراحل اصلي بازي هم تقريبا ساده هستند و
از معماها و كارهاي ساده اي تشكيل شده اند، معمولا معماها به پيدا كردن
ربط دو چيز يا پيدا كردن چيزي خلاصه مي شوند و در كل نمي توان بازي را
مشكل دانست. حال بپردازيم به ابتكارات جديد بازي كه مي بايستي مراحل
بازي و قسمتهايي كه در بالا درباره آنها صحبت كرديم را بوسيله آنها
انجام دهيم. مهمترين نكته اين بازي امكان تصميم گيري در انجام كارها و
مكالمات و تاثير آن بر روحيات شخصيت بازي است. شما علاوه بر انتخاب
كارهايي كه مي خواهيد انجام دهيد مي توانيد بر جوابهايي كه ميدهيد هم
حق انتخاب داشته باشيد. به اينصورت كه در يك مكالمه (بسته به شرايط)
چند كلمه (حداكثر چهار كلمه) در بالاي صفحه نوشته مي شود كه خلاصه پاسخ
شما است و شما بايد قبل از به پايان رسيدن زمان مشخص شده به آن پاسخ
دهيد، يعني (در كامپيوتر) موس خود را در جهاتي كه تعيين شده حركت دهيد
و آن كلمه را انتخاب كنيد. اين زمان (بسته به شرايط) بسيار كوتاه است و
سرعت عمل شما را در انتخاب صحيح مي طلبد. البته اين روش پاسخگويي علاوه
بر سرعت عمل كمي زبان انگليسي مي طلبد كه بايد بتوانيد مفهوم اين كلمات
را در آن زمان محدود درك كنيد تا بتوانيد حركت صحيح را انجام بدهيد (البته
در صورت ندادن پاسخ يكي از آن كلمات به عنوان پيش فرض انتخاب خواهد شد).
جواب ها و كارهايي كه انجام مي دهيد و عكس العمل هاي شخص مقابل بر
وضعيت روحي شما تاثير مي گذارد. وضعيت روحي بسيار منطقي تغيير مي كند و
در صورت انتخاب كلمه صحيح يا كار صحيح وضعيت روحي شما بهبود پيدا مي
كند و در صورت پاسخ يا حركت اشتباه باعث كاهش آن و ايجاد استرس در
شخصيت بازي مي شود. وضعيت روحي با استفاده از اعداد 0 تا 100 نمايش
داده مي شود و اگر اين عدد صفر شود مي بايستي بازي را از آخرين Save
خود بازي كنيد. ذخيره كردن هم به موقع و به طور اتوماتيك انجام مي شود
و شما توانايي ذخيره بازي را نداريد

همانطور كه گفته شد سازندگان بازي سعي بسياري داشته اند تا بازي اي
مشابه فيلم بسازند و در اين راه مجبور به قرباني كردن گيم پلي بازي شده
اند. در مواقع عادي و صحنه هايي كه مربوط به رفتن از جايي به جاي ديگر
و صحنه هاي مربوط به حل معماها كنترل بازي مانند ساير بازيهاي اين سبك
است يعني از چهار جهت اصلي و حركت موس استفاده مي كند. البته متاسفانه
دوربين كمي در اين حالت بد عمل مي كند و شما را كمي به دردسر مي اندازد.
ولي در مواقع حساس و صحنه هاي شبيه ميان پرده ها (Cutscene) شما كنترلي
بر روي شخصيت بازي نداريد و فقط بايد كليدهاي روشن شده بر روي صفحه را
بزنيد. در اين مواقع دو دايره بر روي صفحه نشان داده مي شود كه هر كدام
داراي چهار جهت اصلي هستند و اين هشت جهت (چهار تا در هر طرف) بدون هيچ
ترتيب خاصي و تك تك روشن و خاموش مي شوند. سرعت اين روشن و خاموش شدن
ها هم با توجه به ميزان هيجان صحنه تغيير مي كند و در بعضي مواقع بسيار
مشكل مي شود. در هر حال استفاده از اين روش در چنين بازي اي اجتناب
ناپذير است و نمي توان صحنه هايي مثل فرار از دست پليس و پريدن از روي
ماشين ها را با كنترل عادي بازي كرد. ضمنا در مراحلي از بازي Lucas مي
تواند فكر افراد ديگر را بخواند، در اين مراحل نيز از اين روش استفاده
شده است و مي خواهد حس تمركز شخصيت بازي را به شما منتقل كند

نظر گرافيكي بازي حرفي براي گفتن ندارد و از هيچ يك از ويژگي هاي
بازيهاي جديد استفاده نمي كند. كيفيت اجزاي محيط اصلا خوب نيست ولي با
اين وجود همه چيز با دقت ساخته شده و جزئيات و اشيا به كار رفته در هر
صحنه كامل است. براي ضبط حركات بدن شخصيت ها و افراد موجود در بازي از
تكنيك Motion Capture استفاده شده است كه باعث نرم و طبيعي بودن اجزاي
بدن شخصيت ها شده است. براي حركات لب و دهان نيز از تكنيك مشابهي
استفاده شده است كه اين امر نيز باعث تطابق صداي افراد با حركات
دهانشان شده است. ضمنا حالات چهره مثل خشم، ناراحتي و يا عصبانيت هم
بخوبي در چهره شخصيت ها نمايان مي شود. قسمت فوق العاده ديگر بازي
موسيقي و صدا گذاري آن است كه همواره با توجه به موقعيت و صحنه تغيير
مي كند و بسيار متنوع است و سبك هاي مختلف را شامل مي شود. در محيط هاي
تاريك و حساس موسيقي به اوج خود مي رسد و شما را كاملا به درون بازي
ميكشد. صداگذاري هم بسيار عالي انجام شده و صداها با چهره و هيكل افراد
همخواني دارد. و با وجود افراد زياد موجود در بازي صداها كاملا با
يكديگر متفاوت است. همچنين در كنار اين صدا گذاري خوب بر روي ديالوگ ها
هم بسيار كار شده است و بعضي از آنها بسيار زيبا نوشته شده است.
با توجه به توضيحات بالا ما اين بازي را به هر بازخوري و با هر سليقه
اي پيشنهاد مي كنيم، حتي اگر اين اولين بازي شما در سبك Adventure باشد.
تيم سازنده بازي يك شاهكار را خلق كرده اند و توانسته اند نمرات بسيار
بالايي را از سايت ها و مجلات مختلف كسب كنند كه خود نشان دهنده كيفيت
بالاي بازي است
|